تبلیغات
آذربایجان - لغات و اصطلاحات موسیقی در ترکی (بخش اول)
آذربایجان
تاریخ ، فرهنگ، ادبیات ، دیدنیها، افسانه ها، زبان و مشاهیر آذربایجان (یاشاسین آذربایجان)

2011


مرتبه
تاریخ : یکشنبه 22 آبان 1390

کوی (موسیقی)، ییر (آواز)، قوشوق (شعر)، باغدا (تصنیف)، های (آهنگ)…. - مئهران باهارلی

در زبان ترکی در گذشته و امروز برای نامیدن موسیقی سه کلمه “کوی Küy “، “موسیقی Musiqi ” و “موزیک Müzik ” بکار رفته است. هر کدام از این کلمات مرحله و دوره ای تقریبا یک هزار ساله از تاریخ پیدایش، رشد، تغییر، تحول و تکامل موسیقی ترکی را نمایندگی می کنند. “کوی Küy ” بیشتر به موسیقی مودال، “موسیقی Musiqi ” به موسیقی مقامی و “موزیک Müzik ” به موسیقی تونال دلالت دارد. همچنین “کوی Küy ” نماد پیوستگی و وابستگی به فرهنگ باستان و ملی ترکی، “موسیقی Musiqi ” نماد تاریخ اسلامی و “موزیک Müzik ” نماد رویکرد ملت ترک به غرب و مدرنیته می باشد.

در زبان ترکی برای نامیدن آهنگ و ترانه عمدتا سه کلمه “ماهنیMahnı “، “تورکو Türkü ” و “شارکی Şarkı ” بکار می روند. هر دو کلمه “ماهنی Mahnı ” (در آزربایجان، از ریشه “معنی”) و “شارکی Şarkı ” (در ترکیه، محرف شرقی) کلماتی عربی اند. “تورکو Türkü ” نیز که به معنی ترانه و آهنگ فولکلوریک است، از علاوه کردن پسوند نسبیت عربی “یi ” به کلمه “ترک Türk ” و تلفظ کلمه حاصل ترکی بر اساس قانون هماهنگی اصوات ترکی بدست آمده است. خود کلمه موسیقی هم، کلمه ای عربی-سریانی-یونانی است. کلمات میزقان Mızqan و میزقانچیلیقMızqançılıq که در لهجه های آزربایجانی بکار می روند نیز از همین ریشه اند.

از شواهد بسیار مهم تمدن و مدنیت ترکی، فرهنگ موسیقیائی این ملت است. درهم بودن معانی کلماتی مانند کوی، ییر و قوشماق در تورکی قدیم، نشان از ارتباط نزدیک شعر و موسیقی و آواز در فرهنگ تورکی است. به واقع دو فرهنگ موسیقیائی و فرهنگ زبانی در ارتباطی متقابل باهم بوده متمم یکدیگر بوده و ترمینولوژی موسیقی، فصل مشترک این دو فرهنگ است. در قرون گذشته موسیقی و ترمینولوژی موسیقی ترک بویژه در نزد نخبگان و به موازات زبان ترکی خاص این دسته از جمله ادبیات موسوم به دیوانی، بشدت تحت تاثیر زبان و فرهنگ فارسی قرار گرفته است. نمونه بارز این تاثیرپذیری یکطرفه اما همه جانبه، موسیقی موسوم به موغامی در آزربایجان است. وفور کلمات و تعبیرات فارسی در فرهنگ موسیقیائی ترکی و آزربایجان و کلا در زبان ترکی هم در شمال و هم در جنوب به آن چنان ابعادی رسیده است که هویت و تشخص زبان ترکی را در معرض خطر قرار داده است. و این در حالی است که برای بسیاری از این کلمات و تعبیرات مهاجم و خارجی فارسی، در زبان ترکی معادلهای دقیق و رسائی موجودند. به همه حال این وضعیت ناخوشایند می باید متوقف و اصلاح شود.

در همین رابطه در زیر نخست در باره چند بن اساسی تورکی (کوی، های، ییر، قوشوق، بییی،…) توضیحات مختصری داده شده و پس از آن لیست کوتاهی از واژگان تورکی مربوط به فرهنگ موسیقیائی داده می شود:

کوی KÜY : موسیقی

کلمه “کوی Küy ” در تورکی قدیم به معنی موسیقی بوده، بیش از ١٢٠٠ سال بی انقطاع در زبان تورکی بکار رفته است. در لهجه ها و منابع تاریخی زبان تورکی؛ کوی، کو، کوگ، کٶغ، کوغ، کوو (Göğ, Gök, Göy, Gü, Güğ, Gük, Güv, Köğ, Kök, Köy, Kü, Küğ, Küg,Kük, Küy) به معانی موسیقی کلامی با آلات، عموما هر نوع صدا، شهرت و آوازه، خبر، (دیوان لغات ترک)، عروض شعر، آواز، معیار آواز (بو ییر نه کٶغ اوزه اول؟ Bu yır nə köğ üzə ol - وزن این شعر، مقام این آهنگ چیست؟)، صعود و نزول صدا در هنگام آوازخوانی (ار کٶغله ندی Ər köğləndi - مرد با بالا بردن و پائین آوردن صدایش آواز خواند) است. مصادر این کلمه که برخی آنرا اصلا چینی دانسته اند “کٶغله نمک Köğlənmək ، کویله نمک Küylənmək ” و “کویه مک Küyəmək ” (مانند اویون Oyun –اویناماق Oynamaq ، بوشBoş –بوشاماق Boşamaq ، آدAd –آداماق Adamaq ، قانQan–قاناماق Qanamaq ، ییر Yır –ییراماق Yıramaq ) می باشند. از همین ریشه است در تورکی قدیم “کولوگ Külüg ” (مشهور، معروف)، “کوکه مک Kükəmək ” (مشهور شدن)؛ و در ترکی جدید “کوکره مک Kükrəmək ” (غرش شیر)، “کوکره ییش Kükrəyiş “، “کوکره شمک Kükrəşmək “، “کولو Küylü” (موسیقی دار).

کلمه کوی در بسیاری از زبان و لهجه های تورکی معاصر مانند ازبکی، تاتاری، باشقیردی، قاراچای بالکار (مالکار)، قوموق، قزاقی و چوواشی هنوز به معانی ای مانند صدا، موسیقی، مقام، آهنگ، ترانه و ملودی، آثاری زیبائی که با سازهای مردمی نواخته می شود بکار میرود. در ازبکی کویله مکKüyləmək به معنی آواز خواندن، آهنگ خواندن و ترنم کردن است. فرم چوواشی کلمه کوی در تورکی عمومی، که وه Keveبه معنی ملودی و آهنگ است.

در جمهوری مدرن ترکیه به هنگام جستجو برای یافتن معادلی برای کلمه سامی-یونانی “موسیقی”، با کلمه تورکی باستانی “کوی” که در نواحی آزربایجانی شرق این کشور بسیار رایج است مواجه شدند. در ناحیه آزربایجانی ترکیه، در منطقه بایبورد مصدر گویومکGüyümək (صدا کردن)، و در منطقه اییدیر گٶی چیخارتما Göy Çıxartma (خواندن ترانه و آواز)، کوییس Küyis (آواز، فریاد، گریستن با صدای بلند، سروصدا کردن، فریاد برآوردن، صدا کردن در ریزه، ایکیزدره، تیرابزون، آرده شه ن، اوف)، کوییس ائتمک Küyis etmək(فریاد، ندا)، کوییشمه Küyişmə (فریاد کردن در هیجان زدگی)، کوی باسماغی Küy basmağı (متقابلا سر و صدا راه انداختن)، کوی دوشمک Küy düşmək (فریاد زدن از سر هیجان)، کوی سالماقKüy salmaq (فریاد بر آوردن، داد و فریاد کردن، سروصدا در آوردن. در شالپازاری و ترکی آزربایجانی) است. در لهجه ها و زبان محاوره ای امروزی ترکی آزربایجان کوی Küy به تنهایی و یا در ترکیب سس-کوی با تغییر معنی همچنین به معنی هیاهو، سروصدا، جار و جنجال، هیاهوی دعوا، فریاد کسانی که در حال نزاعند است.

عده ای کلمات “کٶک Kök ” در زبان تورکی به معنی پرده موسیقی و آکورد (کوکله مکKökləmək به معنی آکورد کردن ساز است)، کووس Kuus –کوس Kus (آلت ضرب نظامی از پوست گرگ، عینا به زبان فارسی وارد شده است)، قودوک (صدای نی، در ازبکی)، قولاق Qulaq و قونوشماق Qonuşmaq در تورکی را نیز همریشه با “کو  ” دانسته اند.

هایHAY : ترانه

در زبان ترکی آزربایجانی، ترکیبی به شکل “های-کوی Hay-Küy” و به معنای هیاهو وجود دارد. (واژه هیاهو در زبان فارسی خود محرف این کلمه ترکیبی ترکی است: هیاهو=هایاهوی=های+ا+هوی. مانند کلمه دیگر ترکی در زبان فارسی پایاپای=پای+ا+پای). جزء دوم این کلمه و یا هو-هوی از ریشه کوی Küy ، به معنی موسیقی است. جزء اول این ترکیب، یعنی کلمه “های Hay” به معنی ترانه ای که از گلو و حنجره خوانده شود است. در زبان ترکی آزربایجانی از همین ریشه کلمات، ترکیبات و کاربردهای زیر وجود دارند: هایلاماق Haylamaq ، های- هارای Hay haray ، هایلا گله ن، هویلا گئده ر Hayla gələn huyla gedər ،….؛

فرم کلمه های Hay در تورکی شرقی قای Qay به معنی از حنجره آواز خواندن، آهنگی که از حنجره خوانده شود است. از همین ریشه است “هایجی Haycı: خواننده (خاکاس)؛ قایچی Qayçı: اوزان مردمی که با ساز موسوم به توپشور داستانهای قهرمانی را می خواند (آلتای)، کسی که آهنگها را از حنجره و به همراه ساز قوپوز می خواند (شور)؛ قایلاماق Qaylamaq : از حنجره آواز خواندن (شور، تئلئوت، سیبری)، هایلاماق Haylamaq : از حنجره خواندن (خاکاس)، قایداماق Qaydamaq : از حنجره خواندن (آلتای)؛ و کلمات قاییم Qayım به معنی مسابقه آهنگ و قاییر ماQayırma به معنی نقرات در آهنگ (قزاقی). معادل این دو کلمه اخیر در ترکی آزربایجان هاییم Hayım (مسابقه آهنگ) و هاییرماHayırma (نقرات) است.

همچنین در سواحل جنوب شرقی دریای سیاه و بخشهای آزربایجانی ترکیه اصطلاحی مربوط به موسیقی به شکل قایداQayda وجود دارد که عده ای آنرا در ارتباط با کلمه های-قای مذکور دانسته اند. قایدا در میان تورکمانان یٶروک به معنی کوک آلت موسیقی؛ و در حوالی دریای سیاه، ایکیزدره، ماچکا، شیران، سورمه نه، شالپازاری، تیرابزون،… به معنی آهنگ، ترانه، ملودی، نغمه و مقام است. از همین ریشه است ترکیبات قایدایا اویماقQaydaya uymaq ، قایدادان گئتمک Qaydadan getmək (پیروی از ریتم ترانه)، قایدا توتدوروب گئتمک Qayda tutdurub getmək(باصدای بلند آوازهای شاد خواندن هنگام راه رفتن)، قایداسیندا سٶیله مک Qaydasına söyləmək (ترانه را بر اساس قوانین آن خواندن)، قایدایی پوزماق Qaydayı pozmaq (خواندن ترانه خارج از قاعده)،….

ییر YIR : آواز

در ترکی معاصر کلمه “ییر Yır ” به معنی آواز است، در تورکی قدیم “ایر، ییر IrYır, Yir, İr ” به معانی نغمه، هوا (دستگاه)، شعر، آهنگ، ترانه و در بعضی موارد به معنی غزل و شکل نظم، و مصدر ییرلاماق Yırlamaq, Irlamaq به معنی با نغمه خواندن، تغنی، آهنگ خواندن، شعرخوانی، آواز و ترانه خوانی، آهنگ را با مقامات خواندن (اول ییر ییرلادی Ol yır yırladı ، او آواز خواند) بکار رفته است. مصادر این کلمه “ییرلاماق Yırlamaq ” و “ییراما Yıramaqق” است. از همین ریشه است “ییراغو Yırağu ” (آوازخوان، نوازنده، خواننده)، “ییرلاییش Yırlayış ” (طرز و اصول تغنی و آوازخوانی)، “ییرلاییجی Yırlayıcı ” (آوازخوان، مغنی، خواننده)، “ییرچی Yırçı ” (کسی که ییر می خواند)، “ییر قوشماق Yır qoşmaq ” (سرودن منظومه و شعر). در لهجه ترکی قاشقایها از دیاسپورای ترکان آزربایجانی در جنوب ایران، کلمه “ییر Yır ” را به معنی شعر و شعر آهنگ، “ییرچی Yırçı ” را به معنی شاعر و “ییرماق Yırmaq ” را به معنی سرودن شعر بکار برده می شود.

همچنین در ترکی قدیم مصدری به شکل اورلاماق Orlamaq –اورلاماقUrlamaq –اوریلارماق Urılamaq به معنی همخوانی وجود دارد. عده ای این کلمه را همریشه با ایر-ییر مذکور دانسته اند. امروز در ترکی مدرن “اورلاماق Orlamaq ” به معنی باهم آواز خواندن، “اورلاشی Orlaşı ” به معنی همخوانی و “اور Or ” به معنی گروه کر است.

فرم این کلمه در تورکی مدرن ییر، ایر (اویغور، کامان، بارابان، سویونی، کویبال، چاغاتای، شاقای، آزربایجان، آناتولی) و در تورکی شرقی به شکل “جیر”-”چئر” است: “جیراو” (قازاق، قاراقالپاق)، “جیر”، “جیرو” (قازان، قیرقیزی). باشقورتها هنرمندانی که داستانهای ملی شان را تصنیف و اجرا می کنند “ییراو”-”ژیراو” می نامند. همچنین در اویغوری مصادری به شکل “چار” (صدا کردن)، “چارقولاماق” (آواز خواندن) وجود دارد. در میان قزاقها و از جمله قزاقهای ساکن در ایران، “جار جار” و یا “یار یار” ترانه ای است که در زمان استقبال از عروس توسط شاعر آوازخوان با دومبرا (نوعی دوتار تورکی) به عنوان خوش آمد گوئی در جمع مهمانان اجرا می شود. در زبان سومری نیز کلمه ای به شکل “سیر” موجود و به معنی آوازخوانی بوده است. با حرکت از این نقطه، عده ای کلمه “شارقی” در ترکیه را نیز از منشا تورکی دانسته اند و آنرا با کلمات “سور”-”سیر” در سومری، و “سار” در شور، تئلئوت، قیرقیزی به معنی آهنگ و ترانه، و “سارناماق” در تورکی قارائیم به معنی آواز خواندن پیوند داده اند (هر چند اکثریت ریشه شناسان آنرا کلمه عربی دانسته اند).

در زبان ترکی مصدری به شکل اٶتمک Ötmək به معنی خواندن انسان و دیگر جانداران وجود دارد که بویژه در مورد آوازخوانی پرندگان بکار می رود. این مصدر همچنین به معنی درآمدن صدای سازهای بادی است.

قوشوق QOŞUQ : شعر

در تورکی یکی از معانی مصدر “قوشماق Qoşmaq “، سرودن و خواندن سروده ها است. (اول ییر قوشدو Ol yır qoşdu ، او غزل سرود؛ ییر قوشولدو Yır qoşuldu منظومه سروده شد). در ازبکی امروز “قوشوقQoşuq ” نوعی آهنگ در باره امور روزمره و “قوشوقچو Qoşuqçu ” به معنی خواننده است. از همین ریشه است کلمه “قوشان Qoşan ” به معنی سراینده و “قوشوق Qoşuq” به معنی شعر و قوشانتی Qoşantı در تورکی مدرن به معنی مقاله. عده ای “قوشان” را همریشه با “قوسان Qosan “-”اوسانOsan “-”اوزانOzan ” در تورکی باستان به معنی سراینده و خواننده مردمی دانسته اند.. در ترکی معاصر آزربایجان، “قوشانQoşan ” به معنی سراینده و “قوشار Qoşar ” به معنی شاعر (مانند “یازار Yazar ” به معنی نویسنده)، “قوشوق Qoşuq ” به معنی شعر، (عمدتا عروضی)، “قوشقو Qoşqu ” به معنی شعر (عمدتا هجائی)، “قوشاق Qoşaq ” به معنی منظومه و پوئما (و “آییتیم Ayıtım ” به معنی سرود، آییتیش Ayıtış به معنی مشاعره) است.ب ب

باغدار BAĞDAR: آهنگساز

در ترکی مدرن مصدر باغداماق Bağdamaq (در ترکیه باداماق) به معنی آهنگ سازی، سرودن و تصنیف قطعه موسیقی بکار می رود. (از ریشه باغ Bağ ، مانند آل Al –آلداماق Aldamaq ، اون Ün -اونده مک Ündəmək). از معانی دیگر باغداماق، در هم پیچیدن، چند چیز را پس از درهم کردنشان به هم بستن، وضعیت را به حالت معضلی غیرقابل حل در آوردن، پا روی پا انداختن، درشت و ناجور دوختن. از همین ریشه است باغدا Bağda (قطعه موسیقی)، باغدار Bağdar (آهنگساز)، باغداشیق Bağdaşıq(متجانس)، باغداشیم Bağdaşım (تجانس)، باغداشما Bağdaıma(امتزاج)، باغداشدیرماق Bağdaşdırma ، باغدالاماق Bağdalamaq، باغدا آتماق Bağda atmaq (در ورزش کشتی)، باغداشماقBağdaşmaq نوعی نشتن (پای چپ بر ران راست، پای راست بر ران چپ).

بییی BİYİ : رقص

کلمه بییی Biyi در زبان تورکی به معنی رقص است. فرمهای قدیمی این کلمه بٶدیک Bödig، بۆدیک Büdik از مصدر بۆدیمکBüdimək ، بٶدیمک Bödimək ، بیدیمک Bidimək ، بودیمکBudimək ، بئییمک Beyimək –بیییمک Biyimək (کومان)، بئیمکBeymək (قیپچاق) به معنی رقصیدن، دانس کردن می باشد. مشتقات دیگر این مصدر در تورکی قدیم عبارتند از بودیشمکBüdişmək (باهم رقصیدن)، بودیتمک Büditmək (رقصانیدن). شکل مدرن مصدر بودیمک با تبدیل “د” به “ی”، “بیییمک” Biyimək است. در لهجه و زبانهای تورکی گوناگون مشتقات و ترکیبات گوناگون این مصدر بکار میروند: بیییمک Biyimək ، بئیینمک Beyinmək ، بییله مک Biyləmək (قرقیزی)، بیله مک Biləmək (قزاقی)، بٶدیمکBödimək (خاکاس)، بیییو Biyiv (باشقورت)، بیی Biy (قازاق، قیرقیز)، بییو Biyü (تاتار).

عکس




طبقه بندی: موسیقی آذربایجان، 
ارسال توسط naser razaghpour
مشاهیر آذربایجان
آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما این وب در چه وضعیتی قرار دارد؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


مترجم سایت