تبلیغات
آذربایجان - خاقانی
آذربایجان
تاریخ ، فرهنگ، ادبیات ، دیدنیها، افسانه ها، زبان و مشاهیر آذربایجان (یاشاسین آذربایجان)

2011


مرتبه
تاریخ : شنبه 7 آبان 1390
                                       

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شَروان۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ نامدارترین شاعران آذری ایرانی‌تبار واز بزرگترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است.

زندگی :
افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی حقایقی شَروانی در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهرشَروان به دنیا آمد. تاریخ تولد او از اشاره‌های موجود در دیوان به دست آمده است. پدرش نجیب‌الدین علی مروی درودگر بود. مادر او مسیحی نسطوری بود که به اسلام گرویده بود. عمویش کافی‌الدین عمر طبیب و فیلسوف بود و خاقانی تا بیست و پنج سالگی در سایهٔ حمایت او بود و در نزد او انواع علوم ادبی و حکمی را فرا گرفت. چندی نیز در خدمت ابوالعلاء گنجه‌ای شاعر بزرگ معاصر خود که در دستگاه شروانشاهان به سر می برد، کسب فنون شاعری کرد. پس از آنکه ابوالعلاء وی را بخدمت خاقان منوچهر شروانشاه معرفی کرد لقب «خاقانی» بر او نهاد. از ان پس خاقانی نزدیک به چهل سال وابسته به دربار شروانشاهان و در خدمت منوچهر شروانشاه، و پسر و جانشین او اخستان شروانشاه بود.

در حدود سال ۵۵۰  روی به عراق نهاد و تا  ری رفت. در آنجا بیمار شد، و والی ری او را از ادامه سفر بازداشت و خاقانی مجبور به بازگشت به  شروان  گشت. پس از مدتی توقف در شروان به قصد حج و دیدن امرای عراقین از شروانشاه اجازهٔ سفر گرفت و در زیارت مکه و مدینه چندین قصیده سرود. در حدود سال ۵۵۱ یا ۵۵۲ سرگرم سرودن مثنوی تحفةالعراقین بود. در راه سفر به بغداد، ازایوان مدائن گذر کرد و قصیدهٔ غرای خود را در باره آن ساخت.

در بازگشت به شروان باز خاقانی به دربار شروانشاه پیوست . لیکن میانهٔ او و شروانشاه به علت نامعلومی کدورت ایجاد شد، و آنچنانکه از قصیده‌های حبسیه که در دیوانش ثبت است برمی‌آید یک سالی را در حبس گذراند. بعد از چندی در حدود سال ۵۶۹ قمری به سفر حج رفت و بعد از بازگشت به شروان در سال ۵۷۱ فرزندش بیست سالهٔ خود رشیدالدین را از دست داد و بعد از آن مصیبت مرگ همسر و مصائب دیگر دیگر بر او وارد شد. از آن پس میل به عزلت یافت و خدمت دربار شروانشاهان کناره گرفت. در اواخر عمر در تبریز به سر می‌برد و در این شهر شاعر پرور درگذشت و در مقبرةالشعرا در محله سرخاب تبریز مدفون شد. سال وفات او را ۵۹۵ و هم ۵۸۲ نوشته‌اند.

                                      
         مقبرة الشعرای تبریز، محل دفن حدود ۴۰۰ تن از دانشمندان و ادیبان نام‌آور ایران است.


آثار خاقانی :

دیوان، شامل قصاید، ترجیعات، مقطعات، غزلها و رباعیات است. دیوان خاقانی به تصحیح ضیاءالدین

 سجادی در سال ۱۳۳۸ در تهران به چاپ رسیده است و بخش عمدهٔ پژوهش‌هایی که در بارهٔ خاقانی

 انتشار یافته بر پایهٔ همین چاپ از دیوان خاقانی بوده است.


تحفةالعراقین، مثنوی در سه هزار و دویست بیت است که در سال ۵۵۱ تألیف شده

 است.تحفةالعراقین در شرح نخستین سفر خاقانی به مکه و «عراقین» است و در ذکر هر شهر از

 رجال و معاریف آن نیز یاد کرده و در آخر هم ابیاتی در حسب حال خود آورده است. تحفة‌العراقین به

 تصحیح یحیی قریب در سال ۱۳۳۰ در تهران به چاپ رسید. پس از آن، چندین نسخه معتبر از

 تحفةالعراقین شناسایی شد که در این میان نسخه وین (با عنوان ختم‌الغرایب) تاریخ ۵۹۳ هجری را

 دارد.


منشآت خاقانی، چند نامه از خاقانی است که به بزرگان زمان خود نوشته، و غالباً مشحون از کلمات و

 جملات عربی دشوار و مترادف و گاهی از اشعار خود خاقانی در آنها هست.


قصاید خاقانی به نسبت در مرتبه‌ای بالا قرار دارد. از او قطعات بسیار خوبی نیز دردست است اما

 غزلیاتش در سطح قصاید او نیستند. شعر خاقانی سبکی دیریاب و بغرنج دارد و بیشتر، نظمی‌ است

 هنرمندانه با گرایش‌های سخنوری و دقایق لفظی.


تأ ثیر هنر خاقانی بر حافظ :

بنا به وجود مضامین و تعابیر همانند در اشعار خاقانی و حافظ و سعدی و نیز با توجّه به پاره‌ای

 از غزلیات هم‌وزن و قافیهٔ آن‌ها می‌توان نگرش این دو شاعر بزرگ را به دیوان خاقانی نتیجه گرفت.

 به عنوان نمونه می‌توان موارد زیر را شاهد آورد:


دیدی که یار چون زدل ما خبر نداشتما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت

خاقانی

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت؟بشکست عهد و از غم ما هیچ غم نداشت؟

حافظ


خاقانی و نظامی :

از معاصران خاقانی میان او و نظامی گنجوی بسبب قرب جوار رشته‏های مودت مستحکم بود و چون

 خاقانی درگذشت، نظامی در رثایش چنین سرود:


به خود گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشددریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی



نمونه اشعار :

خاقانی آن کسان که طریق تو می‏روندزاغند و زاغ را روش کبک آرزوست
بس طفل کارزوی ترازوی زر کندبادام از آن خرد که ترازو کند ز پوست
گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مارکو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست

از قصیدهٔ ایوان مدائن 

هان ای دل عبرت‌بین ازدیده نظر کن هانایوان مدائن را آیینه عبرت دان
یک ره ز لب دجله منزل به مدائن کنوز دیده دوم دجله بر خاک مدائن ران
خود دجله چنان گرید صد دجله خون گوئیکز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان
بینی که لب دجله چون کف بدهان آردگوئی ز تف آهش لب آبله زد چندان
از آتش حسرت بین بریان جگر دجلهخود آب شنیدستی کاتش کندش بریان
بر دجله گری نونو وزدیده زکاتش دهگر چه لب دریا هست از دجله زکاة استان
گر دجله در آموزد باد لب و سوز دلنیمی شود افسرده نیمی شود آتشدان
تا سلسله ایوان بگسست مدائن رادر سلسله شد دجله، چون سلسله شد پیچان
گه‌گه به زبان اشک آواز ده ایوان راتا بو که به گوش دل پاسخ شنوی ز ایوان
دندانه هر قصری پندی دهدت نونوپند سر دندانه بشنو ز بن دندان
گوید که تو از خاکی ما خاک توایم اکنونگامی دو سه بر ما نه و اشکی دو سه هم بفشان
از نوحه جغد الحق ماییم به درد سراز دیده گلابی کن درد سرما بنشان
آری چه عجب داری کاندر چمن گیتیجغد است پی بلبل، نوحه است پی الحان
ما بارگه دادیم، این رفت ستم بر مابر قصر ستمکاران گوئی چه رسد خذلان
گوئی که نگون کرده است ایوان فلک‌وش راحکم فلک گردان یا حکم فلک گردان


مقام شعری خاقانی :

خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجۀ اول از قصیده‌سرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدۀ او پدیدار است.

به بیان بدیع‌الزمان فروزانفر: «می‌توان گفت که بسیاری اطلاع و احاطۀ خاقانی بر لغات عربی و فارسی و اصطلاحات فلاسفه و اطبا و دقت ادبی او در ترکیب الفاظ سبب پوشیدگی آرا و افکار سادۀ وی گردیده، چندان که گمان می‌رود مضامین ابیاتش نیز سراسر پیچیده و فکر او از حد طبیعی بیرون است، و این خیال اگر هم در قسمتی از ابیات او با واقع مطابقت کند ولی در بسیاری از آن با حقیقت سازگار نیاید».


دیوان خاقانی از منظر مقام سخنوری و توانایی، از پیچیده‌ترین دیوان‌هاست و به همین سبب، در بین عامه مردم از توجه کمتری برخوردار است. چون هم فهم درست و لذت بردن از اشعارش نیاز به سطح بسیار بالایی از چیرگی به زبان پارسی و دیگر دانش‌ها مانند پزشکی کهن ایرانی که بیشتر بر مبنای گیاه‌شناسی و داروشناسی بود، نجوم، تاریخ، قرآن‌شناسی و حدیث‌شناسی دارد؛ و هم اینکه خواننده باید با شعر پارسی از دیدگاه فنی و به اصطلاح «صنعت شعر»، به حد کافی مطلع باشد تا بتواند به اشعار پرمغز خاقانی بدرستی پی‌ببرد.

شعر خاقانی سبکی دیریاب و بغرنج دارد و بیشتر، نظمی است هنرمندانه با گرایش‌های سخنوری و دقایق لفظی.

خاقانی از بلندپایه‌ ترین شاعران پارسی‌ گوی آذری ایرانی و از جمله ادیبانی است که مورد استقبال و اقتباس دیگر شاعران قرار گرفته‌ است. شاعران بلندپایه‌ای مانند سعدی و حافظ بسیاری از ابداعات و مضامین او را استقبال و تضمین نموده‌اند.

عکس




طبقه بندی: مشاهیر آذربایجان، 
ارسال توسط naser razaghpour
مشاهیر آذربایجان
آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما این وب در چه وضعیتی قرار دارد؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


مترجم سایت